سقوط صدام و تأثير آن بر جنبش اسلامي در عراق
منظور از جنبش اسـلامي در عـراق بطـوركلي طيفـي از جريانهـاي اسلامي است كه از راديكاليسم سلفي نظير جريان انـصارالاسلام، شـاخه عراقـي جنـبش القاعـده، تـا و بالاخره جريـان اصـولگراي اسـلامي 2 و ليث مكيه 1 چهره هاي محافظه كار مذهبي مانند كنعان مكيه در قالب مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق، حزب الدعوه و آيت االله سيـستاني را در بـر مـي گيـرد . البته بديهي است كه جريانهاي راديكال و محافظه كار به اين لحاظ كه حامل ارزشهاي اصـيل اسـلامي نيستند، نمي توانند به معني دقيق كلمه نماينده جنبش اسلامي باشند؛ بنابراين جنبش اسـلامي جنبـشي است كه واجد شاخصهاي اصيل اسلامي باشـد .وحـدت(توحيـد اجتمـاعي)، اسـتقلال طلبـي، اقتـدار اسلامي، حق محوري، عدالت محوري، تواضع و فروتني، قناعت پيشگي، صلح دوسـتي و ماننـد آن از 3 مهمترين شاخصهاي يك جريان اصيل اسلامي است. عضو هيأت علمي دانشگاه امام حسين (ع) ∗ 1.كنعان مكيه از معارضين شيعه عراقي متولد سال 1949 و مدير مركز مطالعات در دانشگاه هاروارد و استاد دانشگاه ماساچوست آمريكا است. وي در سال1968 بغداد را به قصد شمال عراق ترك كرد و از سال1971 همواره موردغضب رژيم عراق بوده است. http://www.peiknet.com/1382/page/11ord/p390irak.htm :به كنيد مراجعه مكيه ليث مورد در. 2 3 .در اين زمينه به آيات زير مراجعه نماييد: سوره هاي هود، آيه 61؛ طه، آيه 8؛ حج، آيه 34؛ آل عمران، آيه 64؛ بقره، آيه 156 ؛ اعراف، آيه 158؛ انبيـا، آيـه 107؛ حديـد، آيه 25؛ حجرات، آيه 13؛ زمر، آيه 9 ؛ زخرف، آيه 32 و مانند آن. مجله دانشكده علوم اداري و اقتصاد 2 سؤال اصلي مقاله حاضر اين است كه لشكركشي آمريكـا بـه عـراق و در نتيجـه سـقوط صدام و رژيم بعث، چه تأثيري بر جنبش اسلامي در عراق داشته است؟ در پاسـخ، فرضـيه مقالـه ايـن است كه « : سقوط صدام، موجب تحريك و تقويت جنبش اسلامي در عراق شده است .» آزمون فرضيه و نتايج تحقيق حاكي از اين است كه تقويت جنبش اسلامي در عراق با متغيرهاي زير رابطه دارد: 1 .سقوط صدام و فراهم شدن زمينه براي فعاليت جريانهاي اسلامي در عراق؛ 2 .تغيير ديدگاه آمريكا نسبت به برخي از جريانهاي اسلامي و بويژه شيعيان در عراق؛ 3 .مشاركت احزاب و گروههاي اسلامي در ساختار سياسي عراق، امري كه در تاريخ سياسي معاصر عراق بي سابقه است؛ 4 .فعال شدن برخي از چهره هاي غير فعال سياسي نظير آيت االله سيستاني در صحنه سياسي عراق؛ 5 .تغيير توازن قدرت به نفع جريان اسلامي در عراق؛ واژه هاي كليدي: جنبش اسلامي عراق- جنبش اسلامي – اآيت ... سيستاني– كنعان مكيه – ليث مكيه – حزب الدعوه – مجلس اعلا Faculty of Admin. Sciences & Econ. Journal, University of Isfahan. Vol.17, No.2 , 2005 The Fall of Saddam and Its Impact on the Islamic Movement in Iraq A. Sabzian Mousa Abadi Abstract In definition, the concept of Islamic movement comprises a spectrum of movements from radicalism-e- salafi such as Ansar-olIslam (the Iraqi's branch of al-Ghaedeh) to conservatism such as conservative figures such as Kanan Maccieh and Leis Maccieh and finally Islamic fundamental movements and figures for example Ayatollah Sistani, Hezb-ol-Daveh and Majles-e-Ala in general. Of course it is obvious that the radical and conservative movements could not have been the representative of Islamic movement because they do not carry the genuine Islamic values. So, the Islamic movement is a movement usually carrying the genuine Islamic values. The most سقوط صدام و تأثير آن بر جنبش اسلامي در عراق 3 important Islamic values are: unity, independence, authority, realism, justice, etc. The main aim of this article is to provide an answer to the question of Saddam's downfall and its effects on Islamic movement in Iraq. Regarding this question, the results of the research indicate that instigation of Islamic movement is in relation to the following variables: 1. The fall of Saddam and creation of the basis for motivating Islamic movements in Iraq; 2. Changing the American's view about some Islamic movements, particularly Shias in Iraq; 3. Participation of parties and Islamic groups in the political structure power of Iraq; 4. Activation of some of the inactive political figures such as Ayatollah Sistani in the political scene of Iraq; 5. Changing the balance and of political power in Iraq to benefit the Islamic movement. Keywords: Iraq, Islamic movement, Ayatollah Sistani, Kanan Maccieh, Leis Maccieh, Hezb-ol-Daveh, Majles-e- Ala بخش اول: پيشينه جنبش اسلامي در عراق در اين مقاله ابتدا به پيشينه جنبش اسلامي در عراق مي پردازيم و سپس تـأثير سـقوط صدام را بر اين جنبش بررسي خواهيم نمود. بحث از سابقه جنبش اسلامي در عـراق بـا ايـن هدف صورت مي گيرد كه با اطلاع از اين سابقه بتوان كم و كيف فعاليتهاي جنبش اسـلامي را در مقاطع قبل و بعد از سقوط صدام مقايسه كرد و از طريق اين مقايسه، به تحـرك و تقويـت جنبش اسلامي در مقطع دوم پي برد. بطور كلي سابقه جنبش اسلامي در كشور عراق را ميتوان به سه دوره تقسيم كرد: الف: از آغاز تا جنگ جهاني دوم؛ ب: از جنگ جهاني دوم تا حاكميت حزب بعث؛ ج: از حاكميت حزب بعث تا . سقوط صدام الف: از آغاز تا جنگ جهاني دوم مجله دانشكده علوم اداري و اقتصاد 4 تا پيش از اشغال عراق توسط انگليس در سال 1914 ميلادي، هـيچ حزبـي بـه طـور با شروع جنگ جهاني اول، انگليـسيها 1 مستقل، از احزاب خارجي، در عراق تأسيس نشده بود. به بهانه جلوگيري از نفوذ آلمانها و نيز وعده آزادي و اسـتقلال سـرزمينهاي تحـت حكومـت عثماني، در نوامبر سال1914 از طريق فاو و بصره عراق را اشغال كردند. اشغال عراق موجـب در 2 صدور حكم جهاد از سوي علما و بسيج عمومي مردم به منظور مقابله بـا انگلـستان شـد. خلال اين مبارزات، در اواخر سال 1917 ميلادي اولين حزب سياسي اسـلامي بنـام “جمعيـت نهضت اسلامي ” تأسيس شد كـه از قـديمي تـرين احـزاب سياسـي معاصـر عـراق محـسوب مي شود. البته احزاب ديگري نظير «حزب سري نجفـي» در نجـف و «جمعيـت اسـلامي» در كربلا و كاظمين نيز در اين سالها تشكيل شـدند كـه در جريـان نهـضت اسـلامي سـال 1920 ميلادي عراق بر عليه انگليس فعاليت مي كردند. اين نهضت كه ابتدا از شهرهاي كربلا و نجف آغاز شد در مدت كوتاهي از شمال به كركوك و از جنوب به بصره سرايت كرد و تا آنجا پيش رفت كه مركز نظامي انگليس در بغداد مورد تهديد جدي قرار گرفت و فرمانده پادگان انگليسي ها در بغداد را مجبور كرد كه اطراف شهر را با سيم خاردار محصور كرده و تعداد زيادي توپ، مسلسل و سرباز را براي جلـوگيري از هجوم انقلابيون در بغداد مستقر نمود، بطوري كه شـهر بـه حالـت تعطيـل در آمـد؛ امـا در حاليكه جنبش به سرعت پيش مي رفت به عللي از جمله: كمبود منابع مالي، عدم كمك رساني جامعه بين المللي، تحريك احزاب استقلال و عهد ( متشكل از عناصر ملي گرا و مذهبي) و نيز تأكيد اشراف و ثروتمندان به مذاكره و تسليم در برابر اشغالگران و بالاخره تدبير انگليس مبني بر فراخواني نيروهاي كمكي از هند و ايران، متوقف شد.با توقف جنـبش و روي كـار آمـدن فيصل اول، فعاليت احزاب اسلامي رو به ركود گذاشت بگونه اي كه هـيچ حـزب اسـلامي در 3 عراق خودنمايي نمي كرد و اين جريان تا جنگ جهاني دوم ادامه داشت. ب: از جنگ جهاني دوم تا حاكميت حزب بعث 1 .كار حزبي در عراق از سال 1908م. و بدنبال تشكيل احزاب سياسي در تركيه و انشعابات آن در عراق آغاز شد. شعبه هايي نظير جمعيت اتحاد و ترقي و حزب عهد از اين جمله اند. . محمد صادق تهراني، نگاهي به تاريخ انقلاب اسلامي١٩٢٠ عراق ... (قم : دارالفكر بي تا .) . پيشين، ٩٢ تا ٩٤ نيز: رضا ناظميان، تاريخ سياسـي معاصـر عـراق، (بـي جـا: مؤسـسه فرهنگـي كتـاب عتـرت، .١٨ (١٣٨١ سقوط صدام و تأثير آن بر جنبش اسلامي در عراق 5 در دوره پس از جنگ جهاني دوم، تا سال 1957 كه بزرگتـرين حـزب اسـلامي عـراق يعني «حزب الدعوه» شكل گرفت، چند حزب اسلامي تأسيس شد كه مهمترين آنها عبارتند از: . اخوان المسلمين اين حزب كه در سال 1948 در عراق تأسيس شد، شعبه اي از اخوان المسلمين مـصر بود و از لحاظ انديشه و عمل به همان شيوه عمل مي كرد. در ابتداي تأسيس بـه مـدت شـش سال به كار ايجاد تشكيلات و مسايل درون سازماني پرداخت و هيچ فعاليت قابل ملاحظـه اي نداشت، اما از سال 1954 فعاليت خود را از دانشگاه بغداد آغاز كرد؛ در عين حال چون يـك جنبش سني بود بيشتر در محافل اهل سنت طرفدار داشـت و فعاليـت آن بيـشتر در شـهرهاي موصل، سامرا و تا حدودي در بصره و بغداد متمركز بود و نتوانست در مراكز شيعي مخاطـب پيدا كند. . حزب التحرير اسلامي اين حزب نيز كه توسط اهل سنت تأسيس شد، در امتداد حزبي است كه با همين نـام در سال 1952 در فلسطين تشكيل شده و دانشجويان و اساتيد اردني و فلسطيني شعبه آن را در عراق داير كردند. در سال 1954 اين حزب سعي كرد كه به فعاليت خود رسميت بدهـد ولـي 1 دولت موافقت نكرد، لذا مواضعي بر عليه دولت عراق گرفت و فعاليت آن ممنوع شد. . حركت الشباب المسلم (حزب جوانان مسلمان ) اين حزب در سال 1953 در نجف تأسيس شد و سپس دامنه فعاليت خود را به كـربلا گسترش داد. از جمله فعاليتهاي آن برپايي جلسات سخنراني و ترويج كتاب براي دانش آموزان دبيرستاني و نيز برنامه ريزي براي برپايي اولين تظاهرات مسلمانان در عراق بـود. در آن دوره تظاهرات بيشتر توسط كمونيستها انجام مي شد. اين جنبش نيز مورد هجوم نيروهاي ملي گـرا 2 واقع تشگ و با تعطيل شدن جلسات آن در سال 1954 . منحل شد . حزب الدعوه 1 .از جمله اين موارد حمله به پيمان بغداد و انتقاد از معاهده عراق و انگليس در مورد نفت بود. 2 .ناظميان، همان، صص40-39 . مجله دانشكده علوم اداري و اقتصاد 6 شعور سياسي مردم عراق در اواخر پادشاهي ملك فيصل دوم، انقلاب ژوئيه سال 1952 جمال عبدالناصر در مصر و انعكاس شعارهاي اسـتقلال طلبانـه و ملـي گرايانـه آن در عـراق، كودتاي عبدالكريم قاسم عليـه ملـك فيـصل(1957 (و اخـتلاف ميـان دو رهبـر كودتـا يعنـي عبدالكريم قاسم و عبدالسلام عـارف و تقـسيم فـضاي سياسـي عـراق بـه دو دسـته طرفـدار عبدالكريم قاسم (در قالب حزب دموكراتيك ملي و حـزب كمونيـسم) و طرفـدار عبدالـسلام عارف (در قالب احزاب ملي گرا، ناصريستها و بعثي ها) در مجموع فضاي جديدي را در زمينه انديشه سياسي و حزب گرايي در عراق بوجود آورد. در اين شرايط، حـوزه علميـه و محافـل مذهبي نيز كه بدنبال شكست نهضت سال1920 عراق سـالها از ميـدان عمـل سياسـي فاصـله داشتند، تحت تأثير فضاي جديد، هسته اوليـه حـزب الـدعوه را در سـال 1957 مـيلادي پايـه آيت االله محمد باقر صدر و الحاج عبدالـصاحب الـدخيل دو تـن از مهمتـرين 1 گذاري كردند. اعضاي مؤسس اين حزب بودند كه هر دو در جريان فعاليتهاي سياسي در عـراق بـه شـهادت رسيدند. در سال 1959 ميلادي و همزمان با موج كمونيسم در عراق، در حـوزه علميـه عـراق گروهـي به نام «جماعت العلما» بوجود آمد كه زمينه هاي سقوط عبدالكريم قاسـم را در سـال 1963 فراهم كرد. از برجسته ترين كارهاي جماعت العلمـا چـاپ و نـشر كتابهـاي فلـسفتنا و اقتصادنا بود كه توسط سيد محمد باقر صدر به رشته تحرير در آمده بود. سيد محمد باقر معتقد 2 بود كه حزب الدعوه بايد بازوي تشكيلاتي حوزه علميه و جماعت العلما باشد. باتوجه به اينكه شكل گيري حزب الدعوه با موج كمونيسم در عراق همزمان بود، لـذا اولين صحنه درگيري حزب، رويـارويي بـا كمونيـسم در زمـان عبـدالكريم قاسـم بـود، زيـرا كمونيستها در پناه رژيم قاسم يورش گسترده اي را بر عليه فرهنگ و عواطـف اسـلامي آغـاز كرده بودند و حزب الدعوه در چنين شرايطي توانست مردم را در برابر كمونيسم بسيج نمايد . اما با سقوط عبد الكريم قاسم (1963 (حزب الدعوه بهترين دوره خـود را آغـاز كـرد زيـرا عبدالسلام عارف در برابر فعاليتهاي اسلامي واكـنش من فـي نداشـت و حـزب الـدعوه در ايـن دوره 1.ناظميان پيشي ،ن ص 41 – 41 . 2 .ناظميان پيشين، ص 42-41 . سقوط صدام و تأثير آن بر جنبش اسلامي در عراق 7 هواداران زيادي را جذب كرد. بنابراين حزب الدعوه و ساير جريانهاي اسـلامي در فاصـله سـالهاي 1 1963 تا 1968 دوران طلايي خود را طي كردند. ج: از حاكميت حزب بعث تا سقوط صدام با قدرت يافتن حزب بعث در سال 1968مرحله جديـدي در تـاريخ جنـبش اسـلامي عراق بويژه حزب الدعوه آغاز شد. در اين دوره با دستگيري و اعدام رهبران حزب، بعثي هـا همه امكانات خود را براي نابودي حزب الدعوه بكار گرفتند. در سال 1970 بـا اولـين هجـوم حزب بعث به حزب الدعوه، عبدالصاحب الدخيل (ابوعصام) و برخي ديگر از رهبـران حـزب دستگير شدند . بعثي ها در صدد كسب اطلاعات از ابوعصام بودند ولي موفق نشدند، لذا وي را 2 در حوض اسيد انداخته و شهيد كردند و بقيه نيز از عراق خارج شدند. در سال 1974 نيز گروه ديگري از رهبران حزب الدعوه شناسايي و برخي بـه شـهادت رسيدند، لذا حزب الدعوه ضربات بزرگي را دريافت نموده و فعاليت هاي فرهنگـي آن بطـور ملموسي كاهش يافت و از آن به بعد با تشكيلات بسيار سري به حيات خود ادامه داد. با پيروزي انقلاب ( اسلامي 1978 (حزب الدعوه دوباره در سطح دانشگاهها فعال شده و مرحله جديدي در تاريخ حزب آغاز شد. آيت االله محمد باقر صدر با امام خميني ( هر ) بيعت كرد و انقلاب اسلامي را تأييد نمود. اما حزب بعث كـه از نزديـك شـدن حـزب الـدعوه بـه انقلاب اسلامي بيمناك بود، هجوم گسترده اي را بر عليه حزب آغاز كرد و بسياري از رهبـران آن از جمله آيت االله سيد محمد بـاقر صـدر را دسـتگير و سـرانجام در سـال1980 بـه همـراه خواهرش بنت الهدي شهيد كرد. با شهادت آيت االله صـدر، حـزب الـدعوه پـشتوانه فكـري و سياسي خود را از دست داد و بسياري از رهبران اصلي آن به ايران و ساير كشورها مهاجرت كردند تا براي مبارزه با رژيم صدام آماده شوند. بنابراين مرحله جديدي از مبارزه مـسلحانه را در عراق آغاز نمودند كه تـرور نـاموفق صـدام در سـالهاي1980 ،1981 و 1982 از آن جملـه 3 است. بهر حال حزب الدعوه قديمي ترين تشكل سياسي شيعيان عراق و يكي از دو گروه اصلي آنها (در كنار مجلس اعلا) است كه توان ايفاي نقش مؤثري در ساختار سياسي آينده 3 .ناظميان پيشين، ص46 . 1 .ناظميان پيشين ص 49-48 . 2 .ناظميان پيشين، ص 52-50 . مجله دانشكده علوم اداري و اقتصاد 8 عراق دارد. اين حزب داراي چند شاخه است كه عمده ترين آن توسط دكتر ابراهيم جعفري رهبري مي شود. اين گروه از اعتقادات اوليه اش كه معتقد به ضرورت تشكيل حكومت اسلامي بود و آن را تبليغ مي كرد، فاصله گرفته و اكنون خواستار تشكيل حكومت دموكراتيك برپايه انتخابات است كه در آن قوانين براساس شريعت اسلامي مقرر شده باشند. از ديگر مزيت هاي سياسي ـ مذهبي حزب الدعوه برخورداري اين تـشكل از شـبكه گسترده روحانيت و مساجد در سطح عراق است كه با استفاده از آن مي توانـد از نفـوذ ايـن شبكه در ميان مردم، براي جلب نظر آنان استفاده كند. در جريان امضاي قانون اساسـي موقـت عراق نيز گروه حزب الدعوه از مواضع آيت االله سيستاني بطور كامل حمايت كرد. در واقـع در تحولات اخير، حزب الدعوه و مجلس اعلا تلاش مي كنند تا در مقابل آمريكا و ساير بازيگران داخلي و خارجي، حداكثر هماهنگي و همسويي را با آيت االله سيستاني بعمل آورند. اين حزب بدنبال برگزاري هرچه سريعتر انتخابات پارلماني و رياست جمهوري است و نگران زد و بنـد آمريكا عليه شيعيان است و نيز ب ريا بكـارگ ي مجـدد عناصـر وابـسته بـه حـزب بعـث توسـط آمريكايي ها در تشكيلات جديد اداره عراق، بشدت مخالف است و به طور رسمي عليـه ايـن جريان موضع گيري كرده و در عين حال بر استراتژي خروج هرچه سريعتر نيروهاي بيگانه از عراق و انتقال كامل قدرت به عراقي ها متمركز شده است . در مجموع، حزب الدعوه را دركنار 1 مجلس اعلا و گروه صدر بايد يكي از سه جناح اصلي شيعه در عراق كنوني دانست. سازمان عمل اسلامي سابقه سازمان عمل اسلامي به جنبش مرجعيت (حركت المرجعيه) برمي گـردد كـه در سال 1966 ميلادي توسط محمد تقي مدرسي در كـربلا تأسـيس شـد و بوسـيله سـيد محمـد شيرازي پشتيباني مي شد. سيد محمد تقي و سـيد محمـد هـادي مدرسـي از نماينـدگان مهـم سازمان عمل اسلامي و خواهر زاده سيد محمد شيرازي مي باشند . است كه پس از رحلـت پـدر، 2 سيد محمد شيرازي فرزند آيت االله سيد مهدي شيرازي مرجعيت خود را در سن چهل سالگي مطرح كرد اما با مخالفت علماي حوزه عراق مواجه شد. .1383 /2/ 21 ،اتفاقيه وقايع روزنامه. 1 2 .آيت االله سيد مهدي شيرازي پسر عموي آيت االله سيد ميرزا حسن شيرازي رهبر نهضت تنباكو و خواهر زاده آيت االله ميرزا محمد تقي شيرازي رهبر نهضت سال 1920 . عراق است سقوط صدام و تأثير آن بر جنبش اسلامي در عراق 9 در عين حال وي فعاليت خود را در عراق و ديگر كشورهاي اسلامي با عنوان حركت المرجعيه آغاز كرد و در قالب اين جنبش با رژيم بعثي به مبارزه پرداخت. وي در سال 1343 شمسي به هنگام تبعيد امام خميني (ره) به عراق از ايـشان اسـتقبال شاياني كرد و رژيم شاه را نيز به دليل كشتار مردم و دستگيري علما و مراجع مورد انتقاد قـرار داد؛ اما پس از پيروزي انقلاب اسلامي، بر خلاف مسير حركت نظام جمهوري اسلامي گام بـر داشته است. همزمان با پيروزي انقلاب اسلامي ايران، حركت المرجعيه از هم پاشيد و در قالب تشكيلات جديدي بنام جنبش متعهد هاي پيشگام (حركت الرساليين الطلايع) ظهور كرد. ايـن جنبش علاوه بر سازمان عمل اسلامي در عراق، داراي چنـدين شـاخه در كـشورهاي اسـلامي است كه: سازمان انقلاب اسلامي جزيرة العرب در عربستان، جبهه آزاديبخش اسلامي بحرين و 1 جنبش اسلامي دركويت . از آن جمله اند جنبش مجاهدين عراقي در سال 1979 ميلادي يعني در شرايطي كه انقلاب اسلامي ايران تازه به پيروزي رسيده بود، گروهي از جوانان مسلمان و مقلد آيت االله سيد محمد باقر صدر، حزبي را با هدف ساقط كردن رژيم بعثي و تشكيل حكومت اسلامي در عراق با عنوان جنبش مجاهدين عراقي تشكيل دادند. اما در سال1980 كه فشار رژيم عراق بر نيروهاي جنبش اسـلامي شـدت يافـت، سـيد محمد باقر حكيم و برادرش سيد عبدالعزيز حكيم مخفيانه عراق را ترك كرده به سوريه رفتنـد و در آنجا بر فعاليت جنبش مجاهدين عراقي تأكيد نمودند . سـپس بـا آمـدن سـيد عبـدالعزيز حكيم به ايران، وي رهبري جنبش فوق را به عهده گرفت و پـس از تـشكيل مجلـس اعـلاي انقلاب اسلامي عراق، جنبش مجاهدين عراقي به اين مجلس پيوست. مجلس اعلاي انقلا اسلامي عراق قبل از تأسيس مجلس اعلا، دفتر انقـلاب اسـلامي عـراق بـا هـدف هماهنـگ كـردن گروههاي مبارز عراقي و با نظارت آيت االله سيد محمد باقر حكيم داير شد. ايـن دفتـر كـه در جريان فتح خرمشهر بوجود آمد، نتوانست رسالت خود را كه هماهنگي ميان گروههـاي مبـارز عراقي بود به خوبي انجام دهد، لذا به دليل عدم كارآيي منحـل شـد و در اواخـر سـال 1982 1 .ناظميان، پيشين،ص 54 . مجله دانشكده علوم اداري و اقتصاد 10 ميلادي مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق به عنوان تنها نماينده نهضت اسلامي عراق ايجـاد شد و از تمام نيروهاي اسلامي و غير اسلامي مخالف رژيم عراق خواست كه در جهت سـاقط كردن صدام به اين مجلس بپيوندند. احزاب و گروههاي تشكيل دهنده مجلس اعلا در آن زمان عبارت بودند از: حزب الدعوه، سازمان عمل اسـلامي، جنـبش مجاهـدين عراقـي، حـزب االله البتـه در 1 كردستان به رهبري شيخ محمد خالد بارزاني و گروهـي از اخـوان المـسلمين عـراق. مراحل بعدي بعضي از گروهها نظير سازمان عمل اسلامي همكاري خـود را بـا مجلـس اعـلا كاهش داده و برخي مانند حزب الدعوه، از موضـع قبلـي خـود مبنـي بـر تـشكيل حكومـت اسلامي، به سمت يك حكومت دموكراتيك مبتني بر شريعت اسلامي گرايش يافته اند. بخش دوم: أت ثير سقوط صدام بر جنبش اسلامي در عر قا بر اساس فرضيه تحقيق، اشغال عراق توسط آمريكا و در نتيجـه سـقوط صـدام، خـواه ناخواه موجب تحريك و تقويت جنبش اسلامي در خاور ميانه و بويژه عـراق شـده اسـت. در راستاي آزمون اين فرضيه چندين متغير مورد توجه است كه در مقدمه مقاله به آنها اشاره شـد. در اينجا به تجزيه و تحليل متغير هاي فوق مي پردازيم: 1 .سقوط صدام و فراهم شدن زمينه براي فعاليت جنبش اسلامي سقوط صدام، خود بخود زمينه فعاليت جريانهاي اسلامي مخالف دولـت صـدام را در عراق فراهم كرد؛ زيرا چنانكه در پيشينه بدان اشاره شد، حداقل از زمان حاكميت حزب بعث، فعاليت گروههاي اسلامي در عراق به شدت سركوب شد و ايـن در حـالي اسـت كـه بـدنبال سقوط صدام، علاوه بر جريانهاي سابقه دار اسلامي موجود، جريانهايي نيز تحت تأثير شـرايط جديد در عراق فعال شده اند كه جيش المهدي به رهبري مقتدي صدر، انصار الاسلام يا شاخه عراقي القاعده، جيش محمد و گروه شيخ احمد ياسين از آن جمله اند. در اين ميان، جنجالي ترين جريان مربوط به مقتدي صدر فرزند آيت االله محمد صادق صدر است كه در سال1991 بدست عمال رژيم بعـث عـراق بـه قتـل رسـيد. در مـورد سـن، تحصيلات، اهداف و عقايد وي كه پايگـاهش در نزديكـي شـهر نجـف واقـع اسـت، ضـد و 2 .ناظميان،پيشين، ص 57 . سقوط صدام و تأثير آن بر جنبش اسلامي در عراق 11 بـا 1 نقيض هاي زيادي شنيده مي شود؛ اما خود او در مصاحبه اينترنتي كه در سـايت الكتابـه ايشان صورت گرفته به اين مسايل پاسخ مي گويد: سؤال: شما دقيقاً چند سال داريد؟ صدر: در آغاز سال 1974 ،برابر با 20 ذيحجه سال 1393 هجري قمري به دنيا آمدم. سؤال: گفته مي شود كه شما در تحصيلات حوزوي، پس از دوره مقدماتي، بدون گذراندن دوره سـطح به تحصيلات درس خارج مشغول شديد؟ صدر: من از 14 سالگي تحصيلات حوزوي را آغاز كردم، بنابراين تاكنون 16 سـال اسـت كـه مـشغول تحصيل هستم. فكر مي كنم شما هم مي دانيد كه گذراندن دوره هاي مقدمات، سطح و سـطوح عـالي، زماني كمتر از آنچه كه گفتم، طول مي كشد. سؤال: مرجع تقليد شما چه كسي است و در زمينه مسايل روز از چه كسي تقليـد مـي كنيـد، همچنـين حجت شرعي شما درباره تقليد از اين دو مرجع چيست؟ صدر: مرجع تقليد من، شهيد صدر(ره) است. درباره مسايل روز نيـز از آيـت االله حـائري ـ دام ظلـه ـ تقليد مي كنم. درباره حجت شرعي و اينكه چگونه به اين نتيجه رسيده ام كه دربـاره مـسايل شـرعي و مسايل روز از اين مراجع تقليد كنم، هرچند در اين فرصت كوتاه نميتوان بـه تفـصيل آن پرداخـت، بـا استعانت به خدا مي گويم، مكتب شهيد صدر اول، بزرگترين مكتب اصولي است كه در چند قرن اخير، ظهور پيدا كرده است. همچنين شكي نيست كه حاملان انديشه اين مكتب از ديگر علماي حوزه علميه، اعلم هستند و البته دو نفري كه نام آنان را ذكر كردم، برجسته ترين علماي ايـن مكتـب هـستند. بـراي يافتن ادله بيشتر در اين باره، مي توانيد به كتابي كه درباره «مرجعيت استناد» بـه تقليـد از شـهيد صـدر نوشته شده است، مراجعه كنيد. سؤال: شايع شده است كه شما پيش از سقوط رژيم صدام، حق رهبري شيخ يعقوبي بر «جريان صـدر» را غصب كرده و جاي او را گرفته ايد. در اين باره چه توضيحي داريد؟ درباره اين اتهام كه شـما پـيش از سقوط رژيم صدام، باعث ايجاد شكاف در «جريان صدري» شده ايد، چه پاسخي داريد؟ صدر: شما در اين باره مي توانيد مستقيماً از برادر گرانقدر شيخ يعقوبي بپرسيد، اگر ايشان ادعاي شـما را تأييد كردند، آنگاه نوبت به پاسخ من خواهد رسيد. سؤال: چرا شما در خلال جنگ عراق و نيز پس از سقوط رژيم سابق، براي مقابله با اشغال ائـتلاف بـه عمليات نظامي اقدام نكرديد؟ 1 .اين سايت عراقي كه گويا توسط روزنامه نگاران نزديك به نيروهاي آمريكـايي اداره مـي شـود، مـصاحبه اي اينترنتـي بـا مقتدي صدر و با هدف محكوم كردن وي انجام داده است اما مقتدي صدر نيز در پاسـخ، بـه توجيـه اتهامـات وارد بـر خـود پرداخته است. مجله دانشكده علوم اداري و اقتصاد 12 صدر: روشن است كه براندازي رژيم سابق عراق، يكي از اهداف ائتلاف آمريكا، براي آغاز جنگ بود و اين آرزويي بود كه هيچكس نمي تواند، شدت تعلق مردم عراق بـه آن را انكـار كنـد. از سـويي مـردم عراق قادر به تحقق بخشيدن به اين آرزو نبودند، همانطوري كه اين موضوع در انتفاضه ماه شعبان ثابت شد. بنابراين ما صلاح ديديم كه براي روشن شدن وضعيت عراق و ائتلاف آمريكا در اين كشور، منتظر بمانيم كه با توجه به اوضاع عراق، براي روشن شدن موضوع، تنها گذشت چند ماه كافي نبود. از سوي ديگر پيوستن مجموعه اي از احزاب كه نمايندگي برخي اقشار ملت عـراق را بـه عهـده دارنـد و نيـز بقاياي رژيم سابق به يكديگر و مقاومت عليه اشغال، اوضاع عراق را پيچيده تر كـرد، بـه گونـه اي كـه معلوم نبود اين مقاومت، نتيجه كار بقاياي رژيم صدام است يا گروه هاي مردمي ضداشغال. به هر حال امروز پس از گذشت چند ماه، براي هر فرد آگاه و دانايي مشخص شده كه اوضاع از چـه قـرار اسـت. وانگهي آنچه كه ما عليه ائتلاف آمريكا انجام مي دهيم بسيار كمتـر از آنـي اسـت كـه بتـوان نـام آن را مقاومت گذاشت. اگر ما حقيقتاً مقاومت عليه ائتلاف را آغاز كنيم، به حول و قوه الهي، اثـري از اشـغال ائتلاف در عراق باقي نخواهد ماند. سؤال: با توجه به اينكه شما در راستاي عملكرد پدرتان، شهيد صدر ثاني ـ كـه در زمـان خـود دادگـاه تشكيل داد ـ دادگاه شرعي تشكيل داديد، آيا درباره حادثه ترور سيدعبدالمجيد خوئي، تحقيقـاتي در آن انجام شده است؟ در اين صورت، بفرماييد كه نتيجه اين تحقيقات چه بوده است؟ صدر: عبدالمجيد خوئي، روز دهم آوريل گذشته ترور شد. مجريان اين عمليـات نيـز پـس از گذشـت مدتي كوتاه به وسيله شبه نظاميان وابسته به يكي از احزاب ـ كه كنترل نجف را بـه عهـده داشـت (بـه گمانم حزب جمهوري و يا چيزي شبيه به اين اسم) ـ دستگير شدند، امـا ايـن افـراد (قـاتلان) دوبـاره ناپديد شدند. اين قاتلان افرادي وابسته به محافل ناشناخته داخل نجف بودند. از اين رو شناسايي آنـان به نيرويي اطلاعاتي نياز داشت كه ما در آن زمان چنين نيرويي را در اختيار نداشتيم. حال كه شـما ايـن پرسش را مطرح كرديد، بد نيست همين جا به اين موضوع كه برخي ما را به اين قتل متهم مي كنند، نيز اشاره اي داشته باشم . سؤال من از كساني كه اين اتهام را مطرح مي كنند، اين است كه اگر ما و يا يكي از اعضاي دفتر ما، متهم به اين قتل بود، چرا اين مسأله نزديك به يك سال به تأخير افتاده است و حالا آن را مطرح مي كنند. از همين تأخير مشخص مي شود كه «كاسه اي زير نـيم كاسـه» اسـت و قـاتلان واقعي نيز نزد خود آنان هستند. سؤال: با توجه به اينكه نيروهاي ائتلاف اعلام كرده اند، اگر شما تسليم قانون شويد، مسأله تمـام شـده تلقي خواهد شد، چرا شما با تسليم نشدنتان، مانع بررسي پرونده قتل خوئي مي شويد؟ سقوط صدام و تأثير آن بر جنبش اسلامي در عراق 13 صدر: من در پاسخ هايم، فرض را بر خلوص نيت و بي غرض بودن سؤال كننـده و نيـز ميـل وي بـه كشف حقيقت مي گذارم، اما اغلب كساني كه درباره اين مسأله مطلب نوشتند، به دنبال كشف حقيقـت نبودند، بلكه سعي بر اعمال فشار بر ما را داشتند. در پاسخ به سؤال شما بايد بگويم كه: 1ـ حكم جلب من از سوي دستگاهي صادر شده كه اساساً اين مسأله به آن مربوط نمي شود، چـرا كـه همان طور كه در مناسبت هاي گوناگون اعلام كرده ام، تصميمات شوراي حكومتي بـراي مـا الـزام آور نيست . 2ـ حتي اگر ما شوراي حكومتي را نيز قانوني بدانيم، باز هم حكم جلب مذكور، به تأييد دادگـاه ويـژه تجديدنظر نرسيده و همچنين به دستگاه اجرايي خاص خود تحويل نشده است . 3ـ هم رييس هيأت قضايي و هم وزير دادگستري، از صدور چنين حكمي اظهار بي اطلاعي كرده اند و اين امري است كه غيرقانوني بودن اين حكم و يا دست كم وجود خـلأ بزرگـي را در سيـستم قـضايي ثابت مي كند و از همه مهم تر اينكه، موجبات شك و ترديد نسبت بـه اهـداف پـشت پـرده از صـدور حكم جلب بنده را فراهم مي آورد . 4ـ اين حكم از سوي قاضي اي صادر شده كه از سوي «الوظيفي» ـ كه فردي بعثي با درجه عضويت در شعبه حزب بوده و مخالف با پاكسازي حكومـت عـراق از بعثـي هاسـت ـ منـصوب شـده اسـت. او عضويت خود در حزب بعث و همه اسناد جعلي اش در اين باره و نيز اطلاعـاتي كـه بـه موجـب آن، قانونا نمي تواند به شغل خود ادامه دهد را از ديد شوراي حكومتي پنهان داشته است. 5ـ ما زماني به قانون احترام مي گذاريم كه مجريان آن بر اساس غـرض ورزي و مـسايل پـشت پـرده حكم صادر نكنند. 6ـ طبق قانون، در پرونده هاي جنايي، حكم جلب تا 45 روز قانوني و قابـل پيگيـري اسـت و پـس از گذشت اين مدت، از درجه اعتبار ساقط مي باشد، اما چرا اين حكم جلب جاودانه براي مـن، پـس از گذشت 3 ماه، هنوز لغو نشده است؟ 7ـ شرايط زمان اعلام اين حكم، مستقل بودن و تحت فشارهاي سياسي نبودن آن را زير سؤال مي برد. سـؤال: آقاي صدر، شما به هنگام تأسيس «جيش المهدي»، اعلام كرديد كه اين سپاه به منزلـه پايگـاهي براي حضرت مهدي(عج) است. پس چرا شما از اين سپاه براي دفاع از شخص خودتان و تسليم نشدن به وزارت كشور و سيستم قضايي عراق استفاده مي كنيد؟ نظر شما در اين باره كه گفته مي شـود، ايـن سپاه را براي برقراري موازنه بين وضعيت سياسي خودتـان و مجلـس اعـلا ـ كـه سـپاه بـدر را دارد ـ تشكيل داده ايد، چيست؟ صدر: در رابطه با «جيش المهدي :» اول اينكه فرض بر اين است كه اين سپاه براي حفاظـت از عتبـات عاليات عراق و نيز نگهداري حرمت حوزه علميه تأسـيس شـده اسـت. همـانطوري كـه ايـن سـپاه در مجله دانشكده علوم اداري و اقتصاد 14 مناسبت هاي ماه شعبان، اربعين، رحلت پيامبر(ص) به وظيفه خود عمل كـرد و بـا توفيـق الهـي، هـيچ اتفاقي نيفتاد. دوم شايد شما خطبه چند ماه پيش من را نشنيده ايد كه در آن از اطرافيانم خواستم، مرا به حال خودم بگذارند. آمريكا نيز اين سخن امام حسين(ع) در شب عاشورا را بوق كرد كه «از تاريكي شب استفاده كنيد، برويد و مرا تنها بگذاريد». اما با اين حال اغلب افرادي كـه دور مـن جمـع بودند، ترجيح دادند كه بمانند و از كوفه و نجف دفاع كنند و مانع از ورود نيروهاي ائتلاف به اين شهرها شوند. اما در پاسخ به بخش دوم سؤالتان، از شما مي پرسم كه با توجه بـه اوضـاع نابـسامان كشور و به ويژه اينكه ائتلاف آمريكا، مردم را در مقابل عمل انجام شده قرار مي دهـد، سـپس همان را بر مردم تحميل مي كند، چه اشكالي دارد كه براي ايجاد موازنـه قـوا، سـازمان هـايي تشكيل شود؟ وانگهي سپاه بدر به سازماني غيرنظامي به نام سازمان بدر تبديل شده، همانطوري كه مـا نيز پس از اين تحول، «جيش المهدي» را به سازماني غيرنظامي تبديل كرديم، بنـابراين فـرض شما اشتباه است. سؤال: نظر شما درباره دمكراسي و همچنين اينكه درباره هر تصميمي بايد به آراي مردم مراجعه شود ـ حتي اگر مردم حكومتي لائيك را برگزيننـد ـ چيـست؟ نظرتـان دربـاره حكومـت بـر مـردم از طريـق صندوق هاي رأي و نه از طريق شبه نظاميان مسلح، چيست؟ چرا هنگامي كه دولـت سـايه را تـشكيل داديد، دوباره پشيمان شديد؟ اگر در زمان اعلام تشكيل دولت سايه، به اين اصل معتقد بوديد كه تأييـد و پشتوانه مردمي، تنها محكي است كه ميتواند، مشروعيت يك حكومت را مشخص كند، پس چه شـد كه به يكباره رأي مردم را زير پا گذاشتيد و نظر خود را بر آنان تحميل كرديـد؟ هنگـامي كـه آيـت الله سيستاني، خواستار برگزاري انتخابات شد، چرا موضع شما در اين باره روشن نبود؟ حال آنكـه هيـأت علماي مسلمين، آشكارا با اين موضوع، مخالف بود، چرا؟ صدر: اگر معني دمكراسي، حكومت اكثريت بر مردم، بدون ضـايع شـدن حقـوق اقليتهاسـت، در ايـن صورت ما از كساني بوديم كه پيش از صدور فتواهاي مراجع در اين باره، خواستار آن شـديم. وانگهـي زماني كه فتواي مراجـع نيـز در ايـن بـاره صـادر شـد، مـا از آن حمايـت كـرديم و بـه همـراه ديگـر تظاهركنندگان خواستار اجراي آن شديم. ما بارها اعلام كرديم كه يك روز پس از برگـزاري انتخابـات آزاد و سالم در عراق، هيچ شبه نظامي مسلحي ـ كه وابسته به ما باشد ـ در اين كشور وجـود نخواهـد داشت. البته به شرط اينكه ديگر گروه ها نيز شبه نظامي نداشته باشند. در رابطه با دولت سايه نيـز بايـد بگويم، شرط ما موافقت عموم ملت عراق با آن بود، بنابراين هنگامي كه ما با تأييد و حمايت جزيـي و سقوط صدام و تأثير آن بر جنبش اسلامي در عراق 15 اندك مردم روبرو شديم، به اين امر پايان داديم. درباره آخرين بخش سؤالتان نيز تصريح مي كنم كه اين 1 مسأله از پايه، دروغ است. مجله آلماني اشپيگل نيز به نقل از شبكه تلويزيوني الجزيره در زمينه فعال شدن نيروهاي اسلامي در عراق مي نويسد: «آمريكاييها و انگليـسيها بـه جـاي مواجـه شـدن بـا مقاومـت و مخالفت واحدهاي سكولار، واحدهاي پراكنده ارتش عراق، نيروهاي خـشونت طلـب بعثـي و 2 طرفداران صدام با آنان، هم اكنون با مبارزاني كه انگيزه ديني دارند مواجه شده اند. 2 .تغيير ديدگاه آمريكا نسبت به جريانهاي اسلامي و بويژه شيعيان در عراق شيعيان عراق با توجه به برخورداري از جمعيتي بالغ بـر60 درصـد كـشور، بزرگتـرين قدرت سياسي در اين كشور محسوب مي شوند و هر نـوع تغييـر و تحـول و تـصميم گيـري پيرامون آينده سياسي عراق بدون توجه به اين قدرت، با ناكامي و شكست مواجه خواهد شـد. از اين رو اشغالگران عراق توجه ويژه اي به جايگاه و موقعيت شيعيان دارنـد؛ امـا ايـن توجـه داراي ابعاد مختلفي است. در واقع آمريكايي ها به جامعه شيعه عراق هم به عنوان يك فرصت و هم به عنوان يك تهديد نگاه مي كنند. فرصت از اين جهت كه از يك طرف بتوانند برخي از مسايل مربوط به شيعيان عراق را در برابر شيعه انقلابي متأثر از انديشه هاي امـام خمينـي(ره) (كه خود آن را خمينيسم در جهان اسلامي مي نامند) قرار دهند و از سوي ديگـر راديكاليـسم سني را، كه به اعتقاد آنها نسبت به شيعه نيز راديكالتر شده، مهار نمايند. اما تهديد از اين زاويه كه شيعيان عراق ممكن است به لحاظ جغرافيايي و ايـدئولوژيكي تحـت تـأثير نفـوذ انديـشه سياسي انقلاب اسلامي ايران قرار گيرند. تا قبل از وقايع 11سپتامبر بيشترين جهت گيري تحليلگران سياسـي و اسـلام شناسـان غربي اين بود كه شيعيان، راديكالترين قرائت را از اسلام سياسي دارند و براي اثبات اين ادعا به وقايعي چون انقلاب اسلامي ايران و اقدامات حزب االله لبنـان و حركتهـاي شـيعيان در حـوزه خليج فارس اشاره مي كردند. اما واقعه11سپتامبر و بـروز رفتارهـاي تنـد و افراطـي در ميـان سلفي ها موجب شد تا تجديد نظرهـاي اساسـي و دگرگـوني هـاي بـسياري در ديـدگاههاي تعدادي از تحليلگران سياسي در مورد شيعيان، به خصوص در منطقه خاور ميانه ايجـاد شـود. . ادامه مصاحبه را در ضميمه مقاله مطالعه نماييد. 2. www.bbc.com.uk, 28 June 2003. مجله دانشكده علوم اداري و اقتصاد 16 تعلق القاعده و بن لادن به نحله فكري سلفي سني و عدم حضور شـيعه در ميـان گـروه هـاي افراطي موجب گرديد تا ذهنيت تحليل گران غربي به سرعت به سمت بررسي تفاوتهاي شيعه و سني متوجه شود؛ با اين تصور كه عنصر شيعه و ويژگيهاي آن در عراق و عربستان مي تواند موجبات تضعيف افراط گري سلفي را فراهم سازد. « ژيل كپل» استاد انستيتوي مطالعات سياسي پاريس و سياست شناس مشهور جريانهاي اسلامي در مقاله اي در روزنامه لوموند نوشت « : با وقوع انقلاب اسلامي ايران، گرايش شـيعه مهمترين دشمن ايالات متحده آمريكا بشمار مي رفت و آمريكا را وادار كـرد تـا از جريانهـاي محافظه كار سني، پادزهري براي بنياد گرايي شيعي بسازد؛ اما رويـداد 11 سـپتامبر و برجـسته شدن نقش پديده اي بنام بن لادن، بنياد گرايي سني را چونان خطري عظـيم تـر نـشان داد و اعتبار نخبگان اهل سنت را به پرسش گرفت .» در واقع برخي از تحليل گران آمريكايي بر اين اعتقادند كه شرايط فعلي جهـان و جوامـع اسلامي با شرايط دهه80 ميلادي كه موجبات بروز انقلاب اسلامي و حركتهاي انقلابي شيعه در لبنان و ساير نقاط خاور ميانه را فراهم ساخت متفاوت اسـت؛ چنانكـه در تهـاجم آمريكـا بـه افغانستان نيز برخي از رهبران شيعه در راستاي جلب منافع خود همكاري هـايي را بـا آمريكـا داشته اند. روزنامه لس آنجلس تايمز مورخ 28/ 1 /82 نيز در مقاله اي نوشت « : رهبراني كه با نجف مرتبط مي باشند، نظر مشتركي با تفسير هاي امام خميني از دين ندارنـد و ايـالات متحـده را شيطان بزرگ تلقي نمي كنند . شايد آنها به نوعي سازش تلويحي با دولت موقـت بـه رهبـري آمريكا در عراق دست خواهند يافت؛ مشروط بر اينكه آمريكا اجازه دهد كه شيعيان نقـشي را كه نشان دهنده موقعيت آنها در اكثريت بودنشان است، ايفا كنند. آمريكايي هـا اميدوارنـد كـه بتوانند با سازماندهي يك جريان شيعه ميانه رو (به خودشانگمان ) در منطقه خاور ميانه، حاشيه امني را در اقم بل راديكاليسم سلفي و شيعه انقلابي ايجاد نمايند». در اين زمينه، ملاقات جـرج بوش با گروهي از افراد سرشناس و چهره هاي سكولار شيعه اروپا و آمريكا با حـضور ديـك چني و رايس نشانگر اهميت و نقش اين چهره ها در نزد مقامات آمريكـايي اسـت. از سـوي ديگر مطرح كردن چهره هاي مذهبي و روحـانيوني از شـيعه ماننـد سـيد مجيـد خـويي و يـا چهره هاي سكولار نظير كنعان مكيه و ليث مكيه نيز در همين راستا ارزيابي مي شود. سقوط صدام و تأثير آن بر جنبش اسلامي در عراق 17 آمريكايي ها در ارتباطات و تماسهاي گسترده خود با شيعيان (چه در اروپا و آمريكـا و يا در عراق و عربستان) تلاش مي كنند، اين ذهنيت را ايجاد نمايند كه شـيعه بـه عنـوان يـك گروه عمده از اهميت ژئوپوليتيك و ژئواكونوميك (نفتي) برخوردار است و براي كسب امنيت و منافع سياسي و اقتصادي خويش بايد از هرگونه راديكاليسم پرهيز نمايد و آنرا بـر خـلاف مصالح و منافع خود بداند و در اين زمينه، از چالش پديد آمده ميان آمريكا و تفكر وهابي«كـه دشمن ديرينه شيعه نيـز بـوده» بايـد حـداكثر اسـتفاده را بنمايـد و بـا اعـلام برائـت خـود از راديكاليسم، به اين منافع دست يابد. به اين ترتيب بنظر مي رسد كه در سياست هاي اخير آمريكا نـسبت بـه خـاور ميانـه، شيعيان از جايگاه ويژه اي برخوردار بوده و در ادبيات منتشره در رسانه هاي جمعـي و مراكـز تحقيقاتي آمريكا توجه به شيعيان به عنوان اقليتي كه خود را در طول تـاريخ مغبـون احـساس كرده و داراي مطالباتي هستند بصورت جدي بروز يافته است. درج مقالات تحقيقي در مـورد ژئوپوليتيك شيعه در خاور ميانه و تسلط جمعيتي و جغرافيايي شيعيان بر مناطق نفتي، موقعيت شيعيان در بحرين، جمعيت20 درصدي شيعيان در كويت و اينكه شيعيان تنها گروهي بودند كه در هنگام حمله به عراق در سال 1991 با متجـاوزين جنگيدنـد و بـالاخره تـسلط جمهـوري اسلامي ايران شيعي بر شمال خليج فارس و درياي عمان، همـه از نكـات برجـسته ژئوپلتيـك شيعه در خاور ميانه اند كه مورد توجه محققان غربي بويژه در آمريكا قرار گرفته است. 3 .مشاركت رهبران جنبش اسلامي در ساختار قدرت عراق مشاركت فعال برخي از رهبران جنبش اسلامي عراق (اعم از شيعه و سني) در شـوراي حكومت انتقالي و سپس در مجلس و دولت موقـت و دايـم عـراق، بـويژه در سـطوح بـالاي قدرت، حاكي از اين است كه با سقوط صدام زمينه فعاليت سياسي نيروهاي اسلامي در عراق بطور كامل افزايش يافته است. تركيب شوراي حكومتي عراق كه با وجود اختلاف نظر در مورد برخي از اعـضاي آن، سرانجام در 13 ژوييه سال2003 مشخص شد، شامل 25 عضو بود كه از ايـن ميـان، شـيعيان داراي 14 عضو، اهل تسنن چهار عضو، كردها پنج عضو و مـسيحيان و تركمنهـا نيـز هركـدام داراي يك عضو بودند. با تصويب شوراي حكومتي، شوراي رياسـت نيـز شـا مـل نـه نفـر از اعضاي شوراي حكومت انتقالي از جمله: پنج نفر شيعه، دو نفر سني و دو نفر كرد بود كه هـر مجله دانشكده علوم اداري و اقتصاد 18 و 1 كدام به مدت يك ماه رياست شورا را بر عهـده داشـت. در دولتهـاي موقـت ايـاد عـلاوي ابراهيم جعفري نيز اين نسبتها كم و بيش وجود داشت و پيش بيني مي شود كه در پارلمـان و دولت دايم عراق نيز ادامه يابد و اين حاكي از مشاركت گـسترده عناصـر اسـلامي در سـاختار قدرت و حكومت عراق است. بعلاوه، پذيرفتن مساله خلع سلاح توسط گروههايي نظير مجلس اعـلا و كنگـره ملـي عراق كه داراي شاخه نظامي بودند، شاهدي بر اين مدعاست. حاكم غير نظامي عـراق بعـد از اعلام انحلال ارتش، طي دستورالعملي از همه گروههاي سياسي داخل عراق خواست كه ظرف سه ماه سلاح هاي سبك و سنگين خود را تحويل دهند . اين امر ابتدا با واكنش منفـي شـيعيان عراقي و بطور مشخص مجلس اعلاي انقلاب اسلامي روبرو شد؛ اما در نهايت، مجلـس اعـلا يز ر فشار هاي بسيار شديد و به منظور ايجاد فضاي تنفس، اعلام كرد كه سپاه بدر سلاح هـاي آيـت االله محمـد بـاقر 2 خود را تحويل خواهد داد و از اين پس كاركرد سياسي خواهد داشت. حكيم و ساير اعضاي مجلس اعلا با وجود نفوذ بسيار زياد در ميان شيعيان عراقي، با مـشاهده فضاي حاكم در عراق نمي توانستند تصميم ديگري اتخاذ كنند؛ زيرا حـضور سياسـي مجلـس اعلا در عراق تحت شرايط خاصي صورت گرفت و مقاومت آنها در اين زمينه، بطور قطع مي توانست پيامد هايي منفي براي بقاي آنان . داشته باشد بنابراين، مجلس اعلا دو هدف اساسـي را در اين زمينه مد نظر داشت: يكي بقاي موجوديت سياسي و دوم خنثي كردن فشار ناشـي از اتهامات وارده از سوي آمريكا مبني بر حمايت جمهوري اسلامي ايران از مجلس اعلا. البته برخي از تحليلگران اين مساله را امري موقت و صوري و يا نـوعي همـسويي بـا اشغالگران آمريكايي و انگليسي ارزيابي مي كنند؛ اما بايد توجـه داشـت كـه بـر خـلاف ايـن ديدگاه، مشاركت نيروهاي اسلامي در ساختار قدرت عراق امري ضروري، جدي و راهبـردي است؛ هر چند اين مساله به معني موافقت و همسويي با اشـغالگران نيـست؛ زيـرا اول: عـدم حضور آنان در ساختار سياسي عراق، موجب فراهم شدن زمينه براي حضور بيـشتر عناصـر و چهره هاي غير اسلامي خواهد بود و دوم: تمسك افراطي به شيوه هاي راديكـالي و خـشونت آميز، علاوه بر اينكه موجب سوء استفاده آمريكا و فرصت طلبان است، انتقال قدرت بـه مـردم . در اين زمينه به ضميمه شماره دو مقاله مراجعه نمايد. 1. http//www.c.n.n.com June 2003. سقوط صدام و تأثير آن بر جنبش اسلامي در عراق 19 عراق را نيز به تأخير مي اندازد؛ امري كه در نهايت به زيان منافع ملي عراق و نيـز گروههـاي اسلامي تمام خواهد شد. 4 .فعال شدن آيت االله سيستاني در صحنه سياسي عراق آيت االله سيستاني در سال 1349 هجري قمـري در شـهر مـشهد متولـد شـد و پـس از آموختن مقدمات و دروس سطح، براي تكميل تحصيلات خـود در سـال 1368 بـه شـهر قـم مهاجرت كرد. وي در سال 1371 از قم به نجف و در سـال1380 بـه مـوطن خـود در مـشهد بازگشت و بالاخره در سال 1381 دوباره به نجف اشرف عزيمت نموده و به تدريس پرداخت. اما در زمينه فعاليتهاي سياسي، برخي دوري ايشان از مرافعات و رقابت بـر سـر مناصـب ديني و سياسي را نوعي گريز از واقعيت يا هراس، ضعف و يا مخالفت با اسلام سياسي تلقـي كرده اند؛ در صورتي كه در سايت ايشان در بخش مربوط به زندگي نامه وي آمده اسـت كـه: ولي اين سكوت نبايد به معني 1 رويه معمول ايشان در مواقع فتنه و آشوب، سكوت بوده است. بي توجهي ايشان به مسئوليت سياسي و اجتماعي در شرايط اضطراري تلقي شود؛ زيرا اوضاع بحراني عراق پس از اشغال نشان داد كه ايشان در شرايط ضـروري از وظـايف و مـسئوليتهاي اجتماعي و سياسي خويش غافل نيست.پاسخ هاي ايشان به سؤالاتي كه در زمينه ولايت فقيـه از وي شده است نمايانگر همين مساله : است سؤال:مي خواستم بدانم اگر حكم مرجع تقليدي با حكم ولي فقيـه فـرق داشـت مقلـد بايـد از كـدام اطاعت كند هم در مورد حكومتي و هم غير حكومتي پاسخ دهيد. جواب:حكم كسي كه ولايت شرعي دارد در امور عامه نظام جامعه و معاش مردم بر آن مبتني است بر همه نافذ است حتي بر مجتهدين ديگر. سؤال :نظر آيت االله درباره ولايت فقيه چيست؟ لطفاً كتابهايى از ايشان يا كتابهايى فقهى را كه در آنهـا از اين موضوع بحث شده به من معرفى كنيد. جواب :حكم فقيه عادل مقبول نزد عامه مؤمنين نافذ است، در مواردى كه قـوام جامعـه بـر آن مبتنـى است. و معظم له اشاره به اين مطلب در كتاب (لا ضرر) كرده اند. سؤال:نظر شما راجع به شخص ولايت فقيه چيست؟ جواب:حكم حاكم شرعى عادل كه مورد قبول عامه مؤمنين است، در مواردى كه نظـام جامعـه بـر آن متوقف است، نافذ است. 1. www.sistani.org مجله دانشكده علوم اداري و اقتصاد 20 سؤال:اگر ولى فقيه در هنگام جنگ، حكم جهاد دهد ولى پدر يا مادر مخالفت كنند و راضى نباشند در اينجا حكم كداميك ارجح است؟ ولى فقيه يا پدر؟ جواب:اگر واجب تعيينى باشد حكم جهاد مقدم است. سـؤال:محدوده اختيارات ولايت فقيه تا چه حد مي باشد و آيا عمل به دستورات ولى فقيه فقط تحـت قانون اساسى نه بيشتر كفايت مي كند؟ جواب:در امورى كه مربوط به حفظ نظام است فقيه مقبول نزد عامه مؤمنين ولايت دارد. يكي از كارشناسان عراقـي در مؤسـسه آمريكـايي صـلح واشـينگتن نيـز در ايـن زمينـه مي گويد: «يك مرجع شيعي نمي تواند غير سياسـي باشـد. مرجـع، راهنمـاي مـردم در ابعـاد مختلف زندگي است. وقتي اوضاع سياسي آرام است آنها سياسي نيستند اما اگر محيط عـوض بعلاوه، مخالفت هاي علني ايشان با طـرح هـاي فعلـي و آتـي 2 شود، آنها نيز تغيير مي كنند ». آمريكا براي عراق از جمله فعاليتهايي است كه در شرايط بحراني عراق ازناحيه ايشان صـ ترو گرفته است. دولت آمريكا در تلاش براي فرو نشاندن موج اعتراضات مردم عراق نسبت به اشـغال اين كشور، طرحي را براي انتقال قدرت به يك دولت موقت عراقي تا اواسط سال 2004 ارايه كرد . به عنوان بخشي از اين طرح، ايالات متحـده و مقامـات شـوراي حكـومتي عـراق، افـراد سرشناسي از هر يك از 18 استان عراق را بر مي گزيدند تا مسئوليت انتخاب اعضاي مجلـس ملي جديد اين كشور را به آنها واگذار كنند. مجلس ملي نيز دولت موقتي را انتخاب مي كـرد تا قدرت را در اول ژوئيه سال 2004 از آمريكا تحويل بگيرد و.. .. طرح فوق با موجي از مخالفت ها روبرو گرديد ،ه است اما مهمترين مقاومتي كه در برابر اجراي اين طرح صورت گرفته، از جانب آيت االله علي سيستاني، ابرازشده و اين مخالفت، در فتواي ايشان، مبني بر تسليح مردم عراق، بطور كامل نمايان است. آيت االله سيستاني به هيچ وجه قبول ندارد كه ايالات متحده و اعضاي شوراي حكومتي عراق بايد چنين حقي را در شكل گيري روند تشكيل مجلس ملي اين كشور براي خود قايل شوند. در همين راستا، وي اعلام كرده است كه «هيچ كس حق ندارد اعضاي مجلس قانونگذاري عراق را از جانب خود به اين سمت بگمارد. ما هيچ راهي نمي بينيم جز اين كه به آراي مردم براي انتخاب 2. Ibid 1. USA TODAY,U.S. trying to deal with Sistani's growing influence, By Barbara Slavin. سقوط صدام و تأثير آن بر جنبش اسلامي در عراق 21 نمايندگان خود .» رجوع كنيم از يك ديدگاه، درخواست آيت االله سيستاني براي برگزاري انتخابات دموكراتيك و تصميم گيري درباره اين موضوع مهم كه چه كساني در آينده بر كرسيهاي نمايندگي مجلس ملي عراق خواهند نشست بيش از آنكه براي ترساندن مقامات آمريكايي ابراز شده باشد، با هدف تلاش براي اعطاي قدرت بيشتر به جامعه بزرگ شيعيان عراق و كاستن از قدرت آمريكاييها در عراق صورت گرفته است. شيعيان عراق بيش از 60 درصد جمعيت اين كشور را تشكيل مي دهند و اين در حالي است كه آنها همواره از سوي اقليت سني مذهب عراق كه در طول تاريخ اين كشور بر مسند حكومت تكيه زده اند به حاشيه رانده شده اند. آيت االله سيستاني به خوبي از اين مساله آگاه است كه بهترين راه براي رسيدن اكثريت شيعه عراق به حق و آرزوي ديرينه تاريخي خود براي مشاركت در اركان تصميم گيري اين كشور، برگزاري انتخابات سراسري با مشاركت تمامي مردم عراق براي تصميم گيري در مورد موضوعات سياسي مختلف، از جمله تركيب مجلس ملي اين كشور است. وي به خوبي مي داند كه با اتخاذ چنين رويه اي ميتوان نقش و جايگاه فراموش شده شيعيان را با صلابت و قدرت هر چه بيشتر در آينده عراق گنجاند. عبدالعزيز حكيم، روحاني شيعه و عضو شوراي حكومتي موقت عراق نيز با نظر آيت االله سيستاني كاملاً موافق بوده و معتقد است كه طرح هاي كنوني ايالات متحده نقش مردم عراق را در فرآيند انتقال قدرت به عراقي ها تا حد زيادي ناديده مي گيرد. مخالفت صريح آيت االله سيستاني با طرح هاي آمريكا نگراني هاي زيادي را براي سياستگذاران دولت بوش در پي داشته است. مشكل اصلي سياستگذاران آمريكايي براي اجابت خواسته هاي آيت االله سيستاني اين است كه اگر به مردم اجازه داده شود تا شكل آينده حكومت خود را از طريق پيمودن يك فر ًآيند كاملا دموكراتيك برگزينند، در اين صورت به نظر مي رسد كه دولت جديد عراق در مسيري مخالف با منافع و خواست آمريكا گام خواهد برداشت. علاوه بر حكيم، محمدتقي مدرسي كه دركربلا اقامت دارد نيز تأكيد كـر هد كـه تركيـب مجلس ملي عراق بايد از طريق برگزاري انتخابات سراسري مشخص شود نه با گزينش بزرگان و سرشناسان هر منطقه. مدرسي طي پيام شديداللحني به سردمداران ائتلاف جهاني به رهبـري آمريكا اعلام كرد: من از رشد روز افزون فقر و محروميت در ميان مردم عراق به شدت نگرانم مجله دانشكده علوم اداري و اقتصاد 22 و به همه اعلام مي كنم كه عراقي ها مردماني صلح طلب هستند؛ اما اگر صبر مردم عراق تمـام شود آنگاه وضعيت فرق خواهد كرد. من از بروز هرگونه فتنه و آشوب در جامعه كنوني عراق به شدت بيم دارم و نسبت به وقوع آن قوياً هشدار مي دهم. واقعيت اين است كه اگر شيعيان عراقي در ابتدا بـا اشـغال كـشورشان توسـط نيروهـاي بيگانه و در رأس آنها آمريكا مخالفت جدي نكردند، به اين اميد بودنـد كـه اگـر در آينـده نـه چندان دور در عراق انتخاباتي فراگير و كاملاً دموكراتيك برگزار شود، به يقين ( آنها با توجه به تركيب جمعيتي عراق) به سادگي خواهند توانست به اهداف مورد نظر خويش دست يابند. بـا اين توصيف، اگر مقامات آمريكايي سعي كنند كـه شـيعيان را از راههـاي گونـاگون، نظيـر رد خواسته هاي آيت االله سيستاني و ساير رهبران جنـبش اسـلامي از دسـت يـابي بـه اهدافـشان بازدارند، در اين صورت آنها قادر خواهد بود تا با انجام اقداماتي همچون برقراري اعتـصابات سراسري و نافرماني از قوانين مدني، دست به مقابله به مثل جدي با اشغالگران زده و تـرس از بازگشت كشور به يك فضاي بسته و خفقان آور سياسي را در دلهاي آنان بنشاند. بعلاوه بديهي است كه اگر جمع كثير شيعيان عراقي قصد مقاومت در برابر اشغالگران خارجي را داشـتند در اين صورت اوضاع براي نيروهاي تحت رهبري آمريكا به مراتب سخت تر از اوضـاع پيچيـده كنوني مي بود. بنابراين به نظر مي رسد كه مقامات كاخ سفيد بايد بـه خواسـتههـاي آيـت االله 1 سيستاني تن در لاهداد يا اقل به آنها توجه جدي نشان دهند. يكي از كارشناسان عراقي در دانشگاه دفاع ملي واشينگتن نيز در اين زمينه مي گويد: اگر ما به آيت االله سيستاني كه نماينده خط ميانه در طيف سياسي كشور عراق است توجه نكنـيم، بطور جدي با خطر عدم دسترسي به اهدافي كه در عراق دنبال مي كنيم مواجه خواهيم شد: "We have to listen to and deal with what Sistani is saying," says Judith Yaphe, an Iraq expert at the National Defense University in Washington. "Sistani represents the middle of the road in Iraq's political spectrum.U.S. insistence on controlling the outcome is in danger of creating a backlash that will do considerable damage to the goals we're trying to achieve."2 . تغيير توازن قدرت به نفع جريان اسلامي در عراق 1 .روز نامه شرق، سال اول، شماره ٩٩/ ١٠/١٣٨٢ . 2. USA TODAY, ibid. سقوط صدام و تأثير آن بر جنبش اسلامي در عراق 23 با توجه به اكثريت بيش از60 درصدي شيعيان عراق، مشاركت فعال احزاب و گروههاي شيعه و سني در ساختار قدرت حكومت انتقالي و دولت و مجلس موقت و دايم عراق و مانند آن، همگي حاكي از تغيير توازن قدرت به نفع جريان اسلامي در عراق است. البته نحوه انتخاب رييس جمهور و تركيب دولت موقت گوياي آن بود كه آمريكايي ها تا حد امكان در صدد روي كار آوردن چهره هاي مورد نظر خود در عراق هستند؛ اما بديهي است كه در جريان يك رقابت سالم و دموكراتيك، نيروهايي كه اكثريت را در عراق دارند موفق خواهند شد. به همين دليل، در حاليكه اعضاي شوراي حكومت انتقالي، با فشارهاي گسترده آمريكا و را به رياست جمهوري دولت موقت 1 نماينده ويژه دبيركل سازمان ملل متحد، عدنان باجه جي انتخاب كردند، وي از پذيرش اين مسؤوليت عذرخواست. يكي از دستياران باجه جي كه نامش فاش نشد به الجزيره گفته بود دليل رد كردن سمت رياست جمهوري از طرف باجه جي شايع كردن اين مسأله بود كه وي نامزد آمريكايي ها است. در پي امتناع باجه جي از پذيرش هك نامزد مورد حمايت اعضاي شوراي حكومت انتقالي بود به 2 اين مسئوليت، غازي الياور 1 .عدنان باجه جي 81 ساله از جمله سياستمداران ارشد عراقي تلقي مي شود. وي تا قبل از كودتاي حزب بعث در سال 1968 مدتي نماينده عراق در سازمان ملل و وزير خارجه اين كشور بود؛ اما پس از كودتا به مدت 30 سال به صورت تبعيد در ابوظبي زندگي كرد و در سال 2003 به عراق بازگشت و به عنوان رهبر گروه اتحاد دموكراتهاي مستقل، عضو شوراي حكومتي شد. 2 .غازي الياور كه در آمريكا تحصيل كرده، سالها مديريت يك شركت مخابراتي در عربستان سعودي را بر عهده داشته است. وي رييس قبيله بزرگ شومر و از تجار محترم اين كشور است. الياور 46 سال دارد و چهره و چگونگي لباس پوشيدن وي تركيبي از فرهنگ شرقي و غربي است. وي پس از اتمام تحصيلات مهندسي خود در دانشگاه جرج واشينگتن آمريكا، شركتي موفق در عربستان تأسيس كرد و ساكن اين كشور شد. اما سرنگوني صدام برنامه وي را تغيير داد. او مي گويد: من در عربستان كار خوبي داشتم اما از همه چيز خود حتي همسر و چهار فرزندم چشم پوشي كردم. قبيله شومر سه ميليون نفر جمعيت شيعه و سني دارد. اين عده به شكل هلال از سوريه در شمال تا عربستان سعودي در جنوب پراكنده شده اند. وي به خوبي انگليسي صحبت مي كند و هرچند طرفدار خودمختاري كردهاست، اما از حفظ يكپارچگي عراق بشدت حمايت مي كند. ابراهيم جعفري رييس حزب الدعوه اسلامي و روژنوري شاويس از حزب دموكرات بارزاني نيز به عنوان معاونين رياست جمهوري عراق تعيين شدند. غازي الياور به همراه عدنان باجه جي، دو نامزد اهل سنت ساكن عراق براي رياست جمهوري عراق بودند. غازي الياور برادر يزاده ر يس قبيله شومر، فرد مورد نظر اكثريت اعضا براي تصدي اين سمت بود و گفته مي شود كه وي به منظور خاتمه دادن به بن بست مربوط به انتخاب رييس جمهور، حاضر به قبول رياست جمهوري عراق شده است. اگرچه مقامات آمريكايي رسماً گفته بودند كه انتخاب رييس جمهوري عراق به تصميم اعضاي شوراي حكومتي و نماينده ويژه سازمان ملل در عراق بستگي دارد، اما گزارشها حاكي از آن بود كه آمريكا و سازمان ملل مي كوشند باجهكه جي به اين سمت انتخاب شود. زيرا غازي الياور رييس جمهور جديد، نسبت به سياست آمريكا در قبال آينده عراق موضع انتقادآميزي دارد. از جمله، وي پيش نويس قطعنامه ارسالي آمريكا به شوراي امنيت را به اين دليل كه براي دولت موقت اختيارات كافي در مورد نيروهاي خارجي پيش بيني نكرده بود مورد انتقاد قرار داد. مجله دانشكده علوم اداري و اقتصاد 24 رياست جمهوري عراق انتخاب شد. بعلاوه پس از سپر اي شدن ي ين دوره و تشك يل مجمع مل موقت عراق، با توجه به اكثر يتي كه گر هو ها شي يعه در قالب ائتلاف يكپارجه عرا ق در اين انتخابات بدست آوردند، دكتر ابراه مي جعفري از حزب الدعوه به سمت نخست وز يري انتخاب شد و اين مساله بدي ين معن است كه بخش مهمي از كاب وينه ني ي يز از ائتلاف ك پارچه خواهد بود. بالاخره مشاركت فعال احزاب و گروههاي اسلامي در انتخابات پارلمان دايم عراق و كسب اكثريت قابل توجه آرا توسط آنها به احتمال زياد در آينده نيز توازن قدرت را به نفع آنها رقم خواهد زد. نتيجه گيري باتوجه به مقدمات فوق ميتوان گفت كه با سقوط صدام و رژيم بعث عراق، با وجود تمايل آمريكا موجبات تحريك و تقويت جنبش اسلا مي در عرا ق فراهم شده است؛ اما اين مساله را نبايد به معني اتحاد استراتژيك آمريكا و رهبران جنبش اسلامي (بويژه شيعه) در عراق تلقي كرد بلكه شايد بتوان آنرا نوعي همكاري ضمني، تاكتيكي و موقت در جهت احقاق حقوق از دست رفته آنان در طول سالهاي گذشته توصيف كرد و اين هم در صورتي است كه حق آنان به عنوان يك اكثريت قابل توجه به رسميت شناخته شود. در غير اين صورت بعيد است جنبشي كه حد اقل حدود نيم قرن سابقه مبارزاتي در عراق دارد، در برابر سياستهاي حذفي آمريكا و ديگر مدعيان قدرت در عراق به راحتي تسليم شود چنانكه در طي سالهاي طولاني جمهوري وحشت صدام و حزب بعث نيز چنين نكرد. اين امر چند دليل دارد ازجمله: .1 عدم حمايت شيعيان جنوب عراق از نيروهاي ائتلاف در هنگام حمله به عراق؛ 2 .موضع گيري علماي شيعه در مقابل حمله نيروهاي ائتلاف به صورت بيانيه هاي كتبـي و شفاهي؛ 3 .عدم پذيرش فرماندهي آمريكا در زمان حمله بـه عـراق توسـط معارضـين شـيعه (بـر خلاف ساير معارضين)؛ سقوط صدام و تأثير آن بر جنبش اسلامي در عراق 25 4 .شركت فعال احزاب و گروههاي اسلامي در شوراي موقت انتقـالي، دولـت و مجلـس ملي موقت عراق 5 .مشاركت فعال احزاب و گروههاي اسلامي در انتخابات مجلس دايم عراق كه با توجه به آراي قابل توجه آنها به تشكيل دولت نيز منجر خواهد شد. نابع -1 قرآن كرِ مي ، سوره هاي: هود، آيه 61؛ طه، آيه 8؛ حج، آيه 34؛ آل عمران، آيه 64؛ بقره، آيه 156 ؛ اعراف، آيه 158؛ انبيا، آيه 107؛ حديد، آيه 25؛ حجرات، آيه 13؛ زمر، آيه 9 ؛ زخرف، آيه 32 . و مانند آن -2 روز نامه شرق، سال اول، شماره 99/ ،6 10/1382 . .1383 /2/ 21 ،اتفاقيه وقايع روزنامه 3- -4 صادق تهراني، محمد، نگاهي به تاريخ انقلاب اسلامي1920 عراق ... (قم : دارالفكر ، بي تا .) -5 ناظميان، رضا، تاريخ سياسي معاصر عراق، (بي جـا: مؤسـسه فرهنگـي كتـاب و عتـرت، .18 ص)، 1381 -6 سايت الكتابه، ترجمه امير هاشمي . ٧ -پير حسين لو، علي. بازخواني يك جريان موثر عراقي حزب الدعوه، در سايت www.Emrooz.org.htm ٨ - گفتگو با عبدالعزيز حكيم رئيس مجلس اعلي انقلاب اسلامي عراق، همـشهري، 26/ 7 /82، ص .1 ٩ - شفيعي نوذر، كالبد شكافي شيعيان در عراق، همـشهري ديپلماتيـك، شـماره 11 ،نيمـه اول ارديبهشت 1383 . ١٠ - هاشميان، حسين ، مقتدي صدر و قتل عبدالمجيد خوئي، ايران 16/ 2 /83 . 11 -نگاهي به انتخابات پارلماني عراق(22/ 9 /1384 ( در سايت Com. news Sharif ضمايم ضميمه شماره يك: بخش دوم گفت وگوي مقتدي صدر با سايت الكتابه: مجله دانشكده علوم اداري و اقتصاد 26 سيد مقتدي صدر، در بخش دوم گفت وگوي « خود با سايت الكتابه » مـي گويـد: دربـاره شـبه نظاميان وهابي هم من اطلاعي ندارم، تا جايي كه خبر دارم، برخي اعراب وهابي، وارد عراق شده اند كه از سوي وهابيهاي داخل اين كشور حمايت مي شوند . وي در اين گفت وگو به اظهارنظر درباره كردهـا و اهداف تجزيه طلبانه آنان، گروههاي مبارز فلسطيني و لبناني، تقدس دادن به رهبران و برنامـه وي در صورت خروج سريع نيروهاي آمريكايي مي پردازد. وي همچنين درباره ولايت فقيه مي گويد: بر اساس نظرات پدرش، به مطلق بودن ولايـت فقيـه اعتقاد ندارد و اينكه رأي مردم در انتخاب حكومت كشور بر هر چيزي مقدم است. وي تأكيد مي كنـد كه او و حاميانش به هيچ عنوان وارد دستگاه حكومت آينده عراق ـ چه قانوني باشد و چه غيرقانوني ـ نخواهد شد. سؤال: نظر شما درباره خواسته هاي اكراد، مبني بر حقوق خود از طريق حكومت فدرال چيست؟ صدر: ما با حكومت فدرالي موافقيم كه همه عراق را در برگيرد و نه حكومت هايي جدا از يكديگر كـه پرچم، دولت و ارتش مستقل داشته باشند. از طرفي همه، به خوبي بر اين امر واقفند كه رهبران معروف اكراد، از ته دل به دنبال جدايي از عراق هستند، اما اوضاع بين المللي و منطقه اي اين اجازه را به آنـان نمي دهد. از اين رو آنان براي رسيدن به آمال خود، به نظريه حكومت فدرال به شكل كنوني آن متوسل شده اند. سـؤال: از اينكه اعلام كرديد، ما دست كوبنده (حامي) حماس و حزب االله لبنان هـستيم، بـه دنبـال چـه چيزي هستيد؟ پاسختان به شايعاتي مبني بر اينكه شما در داخل عراق پشتوانه اي نداريـد و بـه همـين خاطر، همانند صدام به دنبال يافتن حامياني در خارج هستيد، چيست؟ آيا مطلع هستيد كه جريان هـاي ملي فلسطيني و لبناني خواستار انحلال شبه نظاميان «حماس» و «حزب االله» هستند و حزب االله به ويژه پس از آزادي جنوب لبنان، همچنان بر خلع سلاح نشدن خود اصرار دارد. با اين حال به خاطر حمايت سوريه از اين حزب، هيچ كس قادر به اجبار آن به خلع سلاح نيست؟ در: ما از همه جنبش هاي آزادي بخش مسلمان ـ كه زير يوغ اشغال قرار دارند ـ حمايت مـي كنـيم. بله، ما با سازوكارها و مبادي و اصول حماس و حزب االله در زمينـه روش، عملكـرد و درگيـري هـاي داخلي، اختلاف بسياري داريم. ما درباره رفتار برخي رهبران آنان نيز اعتراضاتي داريم، امـا در مجمـوع روي هدفي واحد ـ كه آن آزادسازي سرزمينمان از اشغال است ـ توافق داريم. سؤال: نظرتان درباره تقدس دادن به يك رهبر ديني يا سياسي چيست؟ پيروان شما در مورد قتل كساني كه با شما مخالف بودند و آشكارا از شما انتقاد مي كردند، به فتواي چه كسي استناد كردند؟ كما اينكـه چند نفر در شهرك صدر و نجف اينگونه اعدام شدند؟ سقوط صدام و تأثير آن بر جنبش اسلامي در عراق 27 صـدر: اگر اين سؤال شما مغرضانه نباشد، پاسخ ايـن اسـت كـه مـا بـه رهبـران و سـرورانمان احتـرام مي گذاريم، اما به آنان ( تقدس به معناي بد كلمه) نمي دهيم. هرچند در كشورهاي مجاور ما، به برخي رهبران تقدس داده شده، حتي آنان را در حد مقام پيامبران و ائمه(ع) مي دانند، اما در رابطه با اين ادعـا كه براي قتل عده اي فتوي صادر شده، از شما مي خواهم كه اگر دليل و مـدركي داريـد، رو كنيـد. در مورد اينكه مي گوييد، در شهرك صدر و نجف كساني كشته شده اند، لطفا هويـت مقتـول و قـاتلان را ارايه دهيد، ولي به نظر من، اين امر از پايه دروغ است. سؤال: آيا شما فكر مي كنيد در اين مبارزه نظامي كه آغاز كرده ايد، پيروز خواهيـد شـد؟ شـما چگونـه ملت عراق را به مبارزه در ركاب خود راضي مي كنيد؟ (با پوزش از شما، شايد نزديكان شـما خـشم و اعتراض مردم نسبت به عملكرد «جيش المهدي» را به آگاهي شما نمي رسانند). صدر: ما با كسي وارد جنگ نشده ايم. حوادث اخير عراق نيز چيزي بيش از دفاع از خـود و مقدسـات نبوده است. هيچ انسان عاقلي نيز به هنگام دفاع از خود، به اين موضوع فكر نمي كنـد كـه آيـا در ايـن دفاع، پيروز مي شود يا شكست مي خورد. از طرفي، دفاع از خود، واجب شرعي است و جـزو مـسايل مستحب يا مباح نيست. سؤال: اگر به فرض محال، نيروهاي ائتلاف بنا به خواسته شما، همين الان از عراق خارج شوند، آيا شما با شبه نظاميان وهابي خواهيد جنگيد؟ اگر ائتلاف پيش از تشكيل ارتش جديد از كـشور خـارج شـود، شما چگونه امنيت مرزهاي عراق را از طمع ورزي كشورهايي همچون ايران و تركيه حفظ مـي كنيـد؟ همين طور چگونه تضمين مي كنيد كه عناصر «القاعده» و حاميان آنان وارد عراق نشوند؟ در: اول اين سؤال شما، پرسشي فرضي است و ما نيز نگفتيم كه نيروهاي ائتلاف، همين امروز عـصر يا فردا كشور را ترك كنند. همه خواسته ما بر اين نكته تمركز دارد كه بايد براي خروج ائتلاف، جـدول زمانبندي مشخصي تدوين و همچنين اجراي ايـن جـدول، از سـوي سـازمان ملـل تـضمين شـود. مـا مي گوييم كه اين نيروها بايد پس از برگزاري انتخابات قـانوني آزاد و سـالم كـشور را تـرك كننـد. از طرفي ما فرض را بر اين گذاشته ايم كه بازگشت بخش اعظم ارتش سابق عراق به همراه وجود صـدها هزار عراقي مخلص، كه تاكنون توانسته اند، خواب راحت را از چـشم بزرگتـرين قـدرتها بگيرنـد و از طرف ديگر با توجه به اوضاع كنوني بين المللي، هيچ كشوري در منطقه حتي فكر حمله هم بـه سـرش خطور نمي كند. درباره شبه نظاميان وهابي هم من اطلاعي ندارم، تا جـايي كـه مـن خبـر دارم، برخـي اعـراب وهابي وارد عراق شده اند كه از سوي وهابي هاي داخل عراق حمايت مي شوند. سؤال: اينكه شما خواستار تشكيل حكومتي اسلامي بر پايه ولايت فقيه (با توجه به اينكه شما خود را از مقلدان شهيد صدر دوم كه به اين نظريه قايل بود مي دانيد) هستيد، به اين معني است كه شما در آينده مجله دانشكده علوم اداري و اقتصاد 28 همه گروه هايي را كه خواستار حكومتي اسلامي بدون وجود ولايت فقيه هستند، از جمله وهابي هـا و ديگر گروه ها با زور سلاح سركوب مي كنيد؟ صدر: اين سؤال، نشان دهنده ناآگاهي شما از فقه اسلامي است. ولايت فقيه نيازي بـه تـلاش بـراي در اختيار گرفتن قدرت از طريق انقلاب و يا كودتاي نظامي ندارد. ولايـت شـرعي فقيـه جـامع الـشرايط، مرهون پذيرش از سوي عموم مردم است. شارع مقدس نيز مي فرمايد: «فاني جعلته حاكما عليكم »؛ اين كلام پذيرش و خضوع مكلفان شرعي را تضمين مي كند، اما اين امر ويژه شيعيان است، بنابراين چگونه ميتوان اين نظريه را بر كساني كه مانند اهل سنت و ديگر مذاهب و اديان به آن اعتقاد ندارنـد، تحميـل كرد. چرا كه امام(ع) نفرموده است كه «فاني جعلته حاكما علي الناس» يعني مـن او را بـر مـردم حـاكم كرده ام. همچنين خداي تعالي درباره رسول اكرم(ص) فرمودند: «للناس كافة» يعني «براي همه مـردم »، حال آنكه درباره حضرت عيسي(ع) مي فرمايند: «لبني اسراييل»؛ يعني ايشان، تنها از بني اسراييل دعوت مي كند. زا اين رو، سخن ما اين است كه رأي مردم در انتخاب حكومت كـشور بـر هـر چيـزي مقـدم است. پدر مرحومم وقتي كسي از او درباره ميزان گستردگي اختيـارات ولايـت فقيـه سـؤال مـي كـرد، مي گفت: «وسعت ولايت فقيه به اندازه دلالت دليل است» و مطلق بودن آن را رد مي كرد. سؤال: آقاي صدر چنانچه آمريكايي ها، يعقوبي را آزاد، مجله «الحوزه» توقيف شده شما را رفع توقيـف و از حكم جلب شما صرف نظر كنند، آيا سپاه شما سلاح هايشان را به زمين خواهند گذاشت؟ صدر: ما به خاطر آزادي سيدمصطفي يعقوبي و يا به خاطر انتشار دوباره مجله «الحوزة الناطقه»، سـلاح به دست نگرفته ايم. ما حدود يك هفته بدون اينكه حتي يك تير شليك كنيم، تظاهرات كرديم. اما وقتي ديديم كه نيروهاي ائتلاف با تانك، مردم بي دفاع را زير گرفتنـد و بـه سـوي آنـان تيرانـدازي كردنـد، چاره اي جز دفاع از خود نداشتيم. سؤال: ياران شما خواستار محاكمه شما پس از استقلال و تشكيل حكومت جديد عراق شـدند. بـا ايـن حال چگونه است كه شما خواستار تعجيل در محاكمه صدام، آن هم پيش از استقلال عراق شديد؟ صدر: آيا شما محاكمه صدام، يعني كسي كه سه كشور را نابود كرده و نزديك به يك و نيم ميليون نفـر را به قتل رسانده، شيعيان را با بمب شيميايي قتل عام كرده و عراق را به مزرعـه اي از گورهـاي دسـته جمعي تبديل كرده را با پرونده پيچيده و مغرضانه من كه آمريكا با طرح آن، هدفي جـز شكـستن بـال «جريان صدر» ندارد، يكي مي دانيد؟ «ساء ما تحكمون»؛ چه بد قضاوت مي كنيد. با اين حـال آمريكـا، صدام را محاكمه نمي كند، بلكه شايد او را پيش از محاكمه به قتل خواهد رساند. سؤال: آيا شما در دولت آينده عراق كه در تاريخ 30 / 6 / 2004 تشكيل مي شود، شركت خواهيد كـرد؟ چنانچه پاسختان منفي است و شما اين دولت را از اساس رد مي كنيد، به نظر شما چاره كار چيست؟ سقوط صدام و تأثير آن بر جنبش اسلامي در عراق 29 صدر: من بارها اين سخن را تكرار كرده ام، باز هم تكرار مي كنم: من و همه حاميان من، وارد دسـتگاه حكومتي آينده عراق نخواهيم شد، حال چه اين حكومت قانوني باشد و چـه غيرقـانوني، چـرا كـه مـا وظيفه اي غير از اين بر عهده داريم. تنها راه حل مشكل عـراق نيـز برگـزاري كنفرانـسي ملـي، تحـت نظارت سازمان ملل يا كشورهاي اسلامي و يا مخلوطي از اين دو است، تا اين كنفرانس، دولتي تشكيل دهد كه قادر به اداره كشور عراق باشد. بخش اعظم ارتش سابق عراق نيز بايد دعوت به كار شـوند، تـا اين ارتش به همراه ديگر كساني كه آمادگي پيوستن به آن را دارند، امنيت كـشور را حفـظ كننـد. همـه گروه هاي عراقي نيز بايد خلع سلاح شوند. سؤال: بنابراين چرا شما منتظر انتخابات آينده عراق نشديد، تا جاسوسان و خيانتكاران را شكـست داده، اكثريت كرسي هاي پارلمان عراق را به دست آوريد؟ صدر: پاسخ اين سؤال را در پرسش پيشين دادم. ؤال: آيا شما بر اين انديشه اصرار داريد كه هر كس نظرش با شما مخالف بود، او را جاسوس و خاين بناميد؟ صدر: در عراق احزاب اسلامي بسياري وجود دارد كه هيچ قرابتي با خـط سـير جنـبش صـدر ندارنـد، برخي احزاب ملي هم هستند كه ميتوان آنان را لائيك خواند، اما با اين حال ما آنها را پذيرفتيم، آنها نيز ما را پذيرفتند. ما حتي برخي از اعـضاي شـوراي حكـومتي را هـم پـذيرفتيم و آنگونـه شـما تـصور مي كنيد، دارشان نزديم. ضميمه شماره دو: فهرست اعضاي دولت اياد علاوي مجله دانشكده علوم اداري و اقتصاد 30
بسم الله الرحمن الرحیم